المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
41
التنبيه والإشراف ( فارسي )
ملك بدان استوار و ولايت آباد و دربندها پر نگهبان و دشمن منكوب شود كه روش عدل مايهء دوام دولت است و جهان را به عدالت ساختهاند و جز به حق قوام نگيرد كه حق ميزان خداست كه در زمين ميان بندگان نهاده و حكمت وى از انحراف و خطا بر كنار است و هر كه آن را رعايت نكند عمرش كوتاه و دورانش سپرى شود كه ظلم رعيت مايهء بليات است . سياهبوم در ايام پارسيان دوازده ايالت بود و ايالت را به زبان پارسيان استان گويند و هفتاد ولايت داشت كه در هر ايالت چند ولايت بود ، سپس بمرور ايام اين ترتيب تغيير يافت زيرا دجله از بستر خود بگشت كه بستر آن در ناحيهء جوخى بود و ولايت ثرثور كسكر و ديگر جاها را آب بگرفت و اكنون چند منزل راه ما بين واسط و بصره مرداب است و اكنون نام آن را در دفتر سلطان بيشههاى بريد و خرابههاى جوخى نويسند و سابقاً ، از همه سياهبوم آبادتر بوده است ، و مردم آن از همه معتبرتر بودهاند و نيز استان حلوان را كه شاد فيروز نام داشت با جاهاى ديگر به استان جبل افزودند و استانهاى سياهبوم ده استان شد كه چهل و هشت ولايت داشت . پس از آن بسبب شكست بندها و جلاى وطنها و خشكسالى و ستم تركان و ديلمان كه تاكنون يعنى بسال سيصد و چهلم و دوران خلافت مطيع بر آن ناحيه تسلط دارند كار نقصان و ويرانى بالا گرفت . يكى از اهل معرفت به وصف مردم اين منطقه معتبر كه عراق است گويد : « داراى عقل درست و تمايلات پسنديده و شمايل موزونند ، در هر صنعت ماهرند ، اعضايشان معتدل و اخلاطشان متعادل و رنگشان سبزه است كه از همهء رنگها مناسبتر و بهتر است و نشان اعتدال مزاج باطن ايشان است . برنگ و چهره از همگان بهتر و به ادراك و بردبارى كاملترند و اهل نيكى و دانشند ، از آن رو كه گرماى جنوب و سرماى شمال در قلمرو آنها بهم آميخته است و مشترى بر آنها